لغت نامه دهخدا
انارمرز. [ اَ م َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان قائمشهر با 420 تن سکنه.آب آن از بندان و چاه و محصول آن برنج، پنبه، غلات، صیفی و کنجد است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
انارمرز. [ اَ م َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان قائمشهر با 420 تن سکنه.آب آن از بندان و چاه و محصول آن برنج، پنبه، غلات، صیفی و کنجد است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
ده از بخش مرکزی شهرستان شاهی محصول برنج پنبه غلات صیفی و کنجد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر خلاف نويسندگان فرهنگ جغرافيایی، شمار آباديهاي آن از مرز چهارصد پارچه آبادي هم ميگذرد و جمعيت آن نيز با وجود مهاجرتهاي بسياري كه به شهرهايي چون تهران،زاهدان، مشهد، كرمان، بيرجند و... شده، باز هم چشمگير است. پيشه اصلي مردم آن ديار، دامپروري و كشاورزي است كه به جهت نداشتن الگوي درست و خشكساليهاي پياپي، سخت مورد تهديد قرار گرفته است. قالیبافی و گليم و پلاس و جاجيم از شمار هنرهاي دستي محل بوده و عمده محصولات كشاورزي غلات است و ميوههاي متنوعي چون انار، زردآلو، انگور و...نيز به دست ميآيد.