لغت نامه دهخدا
امیدواری دادن. [اُمیدْ، دَ ] ( مص مرکب ) امیدوار کردن. امید دادن.
امیدواری دادن. [اُمیدْ، دَ ] ( مص مرکب ) امیدوار کردن. امید دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کمیته همچنین اظهار امیدواری کرد که دادن جایزه صلح به یک زن مسلمان ممکن است در زمانی که منطقه خاورمیانه با تحولات فاحشی روبروست جنبش اصلاحات را در ایران احیا کند. بعد از کنفرانس خبری دو نماینده از سفارت آمده و به او یک جلد قرآن هدیه دادند و سفیر در یک تماس تلفنی به او تبریک گفت.
💡 جان دادن امیدست مرا در قدمت تا جان بودم امیدواری باقیست
💡 وزارت خارجه بحرین با صدور بیانیهای ضمن استقبال از توافق میان تهران و ریاض ابراز امیدواری کرد که این توافق یک گام مثبت در مسیر حل اختلافات و پایان دادن به درگیریهای منطقهای بر اساس گفتگو و راه کارهای دیپلماتیک به شمار رود.