امرزگاری
مترادفها
بخشنده، آمرزنده، گذشت کننده
متضادها
ستیزهجویی، بیرحمی، انتقامجویی
لغت نامه دهخدا
( آمرزگاری ) آمرزگاری. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) غفران. مغفرت. عفو. صفح. تجاوز. رحمت:
جز این کاعتمادم بیاری تُست
امیدم به آمرزگاری تُست.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ عمید
( آمرزگاری ) عمل آمرزگار، مغفرت: جزاین کاعتمادم به یاریّ توست / امیدم به آمرزگاریّ توست (سعدی۱: ۲۰۰ ).
جمله سازی با امرزگاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ (۳۲) پیش آوردهایست از آمرزگاری مهربان.
💡 گناهی کش به محشر نیست ره کردیم و جا دارد به استغنای خویش از بیش و کم آمرزگاری کن
💡 جستجوی راهی برای رسیدن به مقام امرزگاری در نزد خداوند، از اصلیترین اهداف تمامی پیروان ادیان و مکاتب اخلاقی در طول تاریخ بوده است.
💡 صفت امرزگاری یکی از زیباترین ویژگیهای خداوند است که به انسانها انگیزه میدهد تا با توبه و استغفار، خود را اصلاح کنند.
💡 در سخنوریهای مذهبی، همواره بر اهمیت امرزگاری خداوند و رحمت وسیع او برای تمام موجودات زنده و بیجان تاکید بسیار زیادی میشود.