لغت نامه دهخدا
ام سهل. [ اُم ْ م ِس َ ] ( اِخ ) کنیه چند تن از زنان صحابی بوده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 247 ببعد شود.
ام سهل. [ اُم ْ م ِس َ ] ( اِخ ) کنیه چند تن از زنان صحابی بوده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 247 ببعد شود.
کنیه چند تن از زنان صحابی بوده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارها را سهل نشماری که فوت دولت است ملک اگر از دست جم بیرون نگین واری رود
💡 گویم که مردم از غمت، گویی که نتوان این قدر سهل است آخر، جان من، مردن به جان دیگران
💡 آنان ابتدا بر اءقرباذين سابور بن سهل (متوفاىسال 255 هجرى ) متكى بودند تا اينكه اقرباذين امين الدولة بن تلميذ (متوفاىسال 560 هجرى در بغداد) ظهور يافت.
💡 نوكر، سهل انگارى كرد و رفت يكى از اين دو (مثلا انگور تنها) را خريد و آورد. اربابنوكر را كتك زد و گفت: از اين پس هر وقت از تو كارى خواستم بجاى يك كار، بايد دوكار انجام دهى، او گفت: چشم.
💡 و گویند سهل عبداللّه چون طعام خوردی ضعیف شدی و چون گرسنه بودی قوی شدی و هر به هفتاد روز یکبار طعام خوردی.
💡 سعيد بن سهل بصرى گويد: براى جشن (عروسى يا...) يكى از فرزندان خليفه وقت،مردم را به شام (يا نهار) دعوت كرده بودند و امام هادى (عليه السلام ) (امام دهم ) نيزدعوت شده بود (و ناگزير مى بايست شركت كند)