لغت نامه دهخدا
ام سمع. [ اُم ْ م ِ س َ ] ( ع اِ مرکب ) دماغ. ( المرصع ) ( اقرب الموارد ).
ام سمع. [ اُم ْ م ِ س َ ] ( ع اِ مرکب ) دماغ. ( المرصع ) ( اقرب الموارد ).
دماغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يا من لايشغله سمع عن سمع يا من لايغلطه السائلون يا من لايبرمه الحاح الملحين اذقنىبرد عفوك و مغفرتك و حلاوة رحمتك.
💡 7 - عمر بن عبدالعزيز، خليفه اموى، متوفاى 101. قبر او در (دير سمعان )زيارتگاه مردم است.(109)
💡 وان کسان کابنای شاهانشان غلامی کردهاند گشتهاند اکنون به سمع و طاعتت یکسر غلام
💡 در سال ۱۳۰۸ وزارت فرهنگ، اداره کل هنرهای زیبا را تأسیس کرد. این اداره علاوه بر نظارت بر کلیه فعالیتهای هنری، مسئولیت استفاده از وسایل سمعی و بصری مدارس را نیز عهدهدار بود. ایجاد آزمایشگاههای سمعی و بصری، دانشسرای مقدماتی و دانشسرای عالی نیز جزء فعالیتهای این اداره بود.
💡 نباشد محرم آهنگ دولت قدر هر سمعی نوا نازک برون از پردههای ساز میآید
💡 علی الخصوص این مرد، که روزها با ما رفیق بود، اخلاق او را شناختیم؛ البته مرد وفا نیست و هر آینه روزی پشیمان گردی. قول ایشان باور نداشت و نصیحت ایشان را به سمع قبول استماع نیآورد.