ام حائل

لغت نامه دهخدا

ام حائل. [ اُم ْ م ِ ءِ ] ( ع اِ مرکب ) ناقه. ( المرصع ). || مادر بچه نوزاد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

ناقه یا مادر بچه نوزاد

جمله سازی با ام حائل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باشگاه فوتبال الجبلین (عربی: نادی الجبلین) یک باشگاه فوتبال واقع در شهر حائل در عربستان سعودی است و اکنون در لیگ دسته اول فوتبال عربستان سعودی حضور دارد.

💡 گفتم که کِی ببخشی بر جانِ ناتوانم؟ گفت آن زمان که نَبْوَد جان در میانه حائل

💡 و اما اگر نماز آنان بر حسب تقليد خودشان صحيح و بر حسب تقليد صف بعدباطل باشد اگر وجود صف جلو حائل و يا باعث زيادتى فاصله باشد صحت جماعت صفبعد مشكل است.

💡 حائل و دیوار بسیار است اندر شهر تن لیک در شهر دل و جان حائل و دیوار نیست

💡 در این روش به چه امید دل توان بستن میانه من و او شوق حائل افتاده ست

سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز