لغت نامه دهخدا
ام البیض.[ اُم ْ مُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) شتر مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آتشخوار. نعامة. ظلیم.
ام البیض.[ اُم ْ مُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) شتر مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آتشخوار. نعامة. ظلیم.
شتر مرغ
💡 سالم البیض از همان ابتدا به جنبش ملی گرایان عرب پیوست و یکی از شخصیتهای اصلی در سازماندهی جبهه ملی بود، او عملیات نظامی در منطقه شرقی را بعهده داشت.
💡 سالم البیض در سال ۱۹۳۹ در روستای معبر در استان حضرموت به دنیا آمد و در آنجا تحصیلات ابتدایی و متوسط خود را سپری کرد.
💡 بریزینه (به عربی: بریزینة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان البیض واقع شدهاست.
💡 رقاصه (به عربی: الرقاصة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان البیض واقع شدهاست.
💡 توسمولین (به عربی: توسمولین) یک شهرداری در الجزایر است که در استان البیض واقع شدهاست.