لغت نامه دهخدا
( آلوزرد ) آلوزرد. [ زَ ] ( اِ مرکب ) قسمی آلو که میوه آن خردتر از آلوسیاه و پوست و گوشت زرد دارد. در اوّل تُرُش خوش وچون برسد شیرین است. شاهلوک. ( تاریخ طبری ترجمه بلعمی ). شاهلوج. اجاص اصفر. آلوگرده. گرده آلو. گرده.
( آلوزرد ) آلوزرد. [ زَ ] ( اِ مرکب ) قسمی آلو که میوه آن خردتر از آلوسیاه و پوست و گوشت زرد دارد. در اوّل تُرُش خوش وچون برسد شیرین است. شاهلوک. ( تاریخ طبری ترجمه بلعمی ). شاهلوج. اجاص اصفر. آلوگرده. گرده آلو. گرده.
( آلوزرد ) قسمی آلو که میوه آن خردتر از آلو سیاه و پوست و گوشت زرد دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱- غلات مثل گندم - جو ۲- حبوبات مانند لوبیا - عدس - نخود - ماش ۳- باغات مثل سیب - انگور - هلو- بادام -گردو - آلوسیاه و آلوزرد - آلوبالو - گیلاس- ۴-محصولات جالیزی= گوجه -بادمنجان -سیب زمینی- شلغم و......
💡 در این منطقه باغات سیب زردآلو، آلوزرد، انجیر، انگور، گردو، بادام و گیلاس به وفور یافت میشود و هر باغ مطعلق به یک خانوار است و این خانوارها از چشمه ای که در این منطقه وجود دارد آب شرب خود را تأمین میکنند که بعضاً این آب در ماه شهریور کمی خشک میشود و در زمستان با بارش باران و برف، مجدداً زیاد میشود. این منطقه طبیعتی بکر و ناب دارد.