لغت نامه دهخدا
المانچی. [ اَ ] ( ترکی، ص مرکب ) غارتگر. الامانچی. آلمانچی.
المانچی. [ اَ ] ( ترکی، ص مرکب ) غارتگر. الامانچی. آلمانچی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۰۲۴ و ۱۰۲۵، قرانغمه خان از سرداران ازبک با گروهی از طایفهٔ آلمانچی به خراسان حمله کرد و ولایت جام و خواف و باخرز را غارت و غنایم فراوانی به دست آورد (اسکندرمنشی، ج ۲، ص ۸۹۳).