لغت نامه دهخدا
الطریق الطریق. [ اَطْ طَ ق َ اَطْ طَ ] ( ع صوت مرکب ) رهسپار شوید. حرکت کنید:
وقت کوچ آمد نفیر الطریق است الطریق
ره خطرناک است یاران را نماند الا رفیق.اسیری لاهیجی ( از بهار عجم و آنندراج ).
الطریق الطریق. [ اَطْ طَ ق َ اَطْ طَ ] ( ع صوت مرکب ) رهسپار شوید. حرکت کنید:
وقت کوچ آمد نفیر الطریق است الطریق
ره خطرناک است یاران را نماند الا رفیق.اسیری لاهیجی ( از بهار عجم و آنندراج ).
رهسپار شوید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیچیده شدن زمین در زیر پای آدمی را طی الطریق گویند.
💡 قطب با وساطت نخستوزیر وقت عراق، عبدالسلام عارف، از زندان آزاد شد، اما هشت ماه بعد در اوت ۱۹۶۵ دوباره بازداشت شد. او متهم به طراحی برای سرنگونی دولت بود و به دادگاهی فرستاده شد که عدهای آن را دادگاهی نمایشی مینامند. اغلب اتهامات او مستقیماً برگرفته از کتاب معالم فی الطریق بود. او در دادگاه سرسختانه از عقایدش دفاع کرد. دادگاه قطب و شش عضو دیگر اخوانالمسلمین را به اشد مجازات یعنی اعدام محکوم کرد.
💡 او در مدت آوارگی بین ایران و پاکستان چند کتاب تألیف و ترجمه میکند که از بین آنها ترجمه کتاب معالم فی الطریق اثر سیدقطب و اولین دیوان شعر خود به اسم "ژانی مان" را میتوان نام برد.
💡 میزنم گر من ره خلق، ای رفیق در ره شرعی تو قطاع الطریق