اقتدار در اسلام
مترادفها
قدرت در اسلام، فرمانروایی در اسلام
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اقتدار در اسلام، هم به اقتدار درونی که عبارت از تهذیب نفوس و اقتدار بیرونی که شامل قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی هست، اطلاق می شود.
در آثار استاد مطهری به طور مشخص تعریفی درباره قدرت نمی توان یافت اما از تفاوتی که میان قدرت و قوت قائلند می توان دریافت که قوه یا استعداد امری است درونی اما قدرت بیشتر مواقع و نه به طور کلی بر امر بیرونی نظیر تکنولوژی، سازمان های اجتماعی و نظامی و نظم و انتظام قابل تطبیق است.
ملزومات جامعه اسلامی
به اعتقاد استاد اقتدار از اصول ثابت جامعه اسلامی است و جامعه مسلمانان ضعیف را نمی توان جامعه ای اسلامی نامید. بر مسلمین واجب است که اقتدار کسب کنند و برای یافتن اقتدار مقدمات اقتدار نیز بر آنان واجب می گردد. بر این مبنا در اندیشه مطهری تمام علومی که مورد نیاز جامعه اسلامی است علوم اسلامی خوانده شده است و بر مسلمانان واجب است در علوم متخصص شوند و حال آنکه در میان متفکرین دینی افرادی که شاخص جامعه اسلامی را «اخلاق» و «احکام» می دانند، بیشترند. استاد مطهری نه تنها اخلاق را از ارکان جامعه اسلامی می دانند، که برای اقتدار نیز به همان اندازه اهمیت قائلند.
دارا شدن اقتدار درونی و بیرونی
قدرت در اندیشه مرحوم مطهری محدود به قدرت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی و به طور کلی مادی نیست. قدرت معنوی در اندیشه ایشان جایگاهی رفیع دارد. به نظر وی قدرت بیرونی بدون اراده و اقتدار درونی ارزش ندارد و قابل دوام نیست. ایشان با عارفان مسلمان هم عقیده اند و سخت به سخن اقبال لاهوری اعتقاد دارند که قبل از به دست آوردن آهن باید شخصیتی محکم مانند آهن داشت و با متصوفه در این رای مخالفند که فقط باید اکتفا به اقتدار درونی کرد بلکه معتقدند که باید قدرت های مادی را کسب کرد. قدرت باطنی و ظاهری لازم ملزوم یکدیگرند. اسلام، اجازه نمی دهد به بهانه قدرت باطنی، از قدرت ظاهری دست برداریم و یا به قدرت ظاهری اکتفا کنیم. همان طور که نمی توان به بهانه جهاد اکبر، جهاد اصغر را ترک گفت. نوشتار حاضر تبیین این مطالب از منظر شهید مطهری می باشد.
تفاوت قدرت و قوه
...
جمله سازی با اقتدار در اسلام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بوروکراسی آرمانی وبر توسط سازمان سلسله مراتبی، با خطوط مشخص اقتدار در یک حوزه فعالیت ثابت، با اقدامات انجام شده (و ثبت شده) بر اساس قوانین مکتوب، با مقامات بوروکراتیک که نیاز به آموزش تخصصی دارند، با قوانینی که به صورت بیطرف اجرا میشوند و با پیشرفت شغلی بسته به صلاحیتهای فنی که توسط سازمانها ارزیابی میشود، مشخص میشود نه توسط افراد.
💡 این گونه بود که تاجیکستان از دل حوادث خونین با حمایت برادرانهٔ شهید استاد ربانی و احمد شاه مسعود، حاکمیت اش حفظ و اقتدار در دستان تاجیکان باقی ماند.
💡 عجیبترین ابیاتِ حافظ مواردی است که وی به چهرههای دروغینِ اقتدار در مذهبِ حکومتی حمله میکند.[ر] بااینحال، کنایه زدنش به شخصیتهای بسیاری، بهندرت تلخ بهنظر میرسد.
💡 مفهوم اقتدار در اسلام با قدرتطلبی و استبداد تفاوت بنیادی دارد و همواره بر پایه اصول عدالت، حق و مسئولیتپذیری در برابر خداوند بنا شده است.
💡 برای تحقق اقتدار در اسلام، حاکمان و مسئولان باید تلاش کنند تا با رعایت حقوق انسانی و اجرای دقیق قوانین الهی، اعتماد و حمایت مردم را جلب کنند.
💡 مطالعات تاریخی نشان میدهد که اقتدار در اسلام زمانی به اوج خود رسید که بر پایه اخلاق، عدالت و خدمت به بشریت استوار بود نه زورگویی.