افلاطون در معارف اسلامی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] افلاطون یکی از سه فیلسوف یونانی مشهور است که با اندیشه های اخلاقی و اعتقادی برگرفته از زرتشت به مذاق عده ای از دانشمندان عصر متوکل عباسی خوش آمده و با ترجمه کتب وی، نقطه شروع ورود اندیشه های افلاطون به معارف اسلامی گشت.
افلاطون در سال ۴۲۸ پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد و در سال ۳۴۷ دیده از جهان گشود. نام اصلی وی آریستوکلس می باشد. افلاطون در خانواده ای اشرافی بزرگ شد. پدرش، آریستون و مادرش پریکتیونه بود. بعد از مدتی مادرش با یکی از رهبران و بزرگان آتن ازدواج کرد و افلاطون در خانه پدرخوانده خود بزرگ شد. پرورش یافتن در چنین خانواده ای که هم خود سیاستمدار بودند و هم با سیاستمداران ارتباط داشتند افلاطون را آرزومند رسیدن به رهبری سیاسی کرد و او در جوانی برای تصدی مقامات سیاسی آتن آماده شد. اما بعد از پیروزی های اولیه در جنگ پلوپونز، آتن شکست خورد و راه رسیدن به این آرزو را برای افلاطون بست و مسیر زندگی وی را عوض نمود. در این مدت شورش ها و طغیان هایی از طرف مردم نیز انجام می شد، رهبران جدیدی بر سر کار آمدند ولی دیری نپایید که مسند سیاست را به کسان دیگر دادند، قوانین جدید تصویب می شد ولی سنت شکنی ها ادامه داشت. در چنین اوضاعی، زندگی اجتماعی سرشار از شور و شر بود، همه ضوابط و روابط اجتماعی سستی گرفته بود. افلاطون دوران کودکی و جوانی خود را در چنین محیطی گذراند.
نخستین مکتب یونان
آکادمی افلاطون نخستین مکتب و مدرس بزرگ فلسفی بود و در آن افلاطون برای تربیت سیاستمداران یک مرکز آموزشی را اداره کرد. این آکادمی به واسطه افلاطون و شاگردان او بر نظام سیاسی آتن و دیگر شهر دولت های یونان تاثیر گذاشت. افلاطون در آکادمی نوشت و آموخت و عمر به سر آورد. گفتارهای آموزشی افلاطون از دست رفته و با آنها بی تردید بخش بزرگی از کل سهم او در تاریخ فلسفه از دست رفته است. اما نوشته های او همچنان باقی مانده که بتوان مبانی تفکر و اندیشه او را مشخص و ارزیابی کرد.
تاثیر استاد بر شاگرد
اگر بخواهیم به اصل و ریشه فلسفه و نظریات افلاطون برسیم، باید به معروف ترین کتاب او یعنی «کتاب جمهوریت» مراجعه کنیم. اندیشه اساسی او در این رساله ایجاد یک سلطنت آسمانی بر روی زمین بوده است، که در جای خود قابل بحث و نقد فراوان است. اما مسئله اساسی در نوشته ها و آثار افلاطون که از زبان سقراط بیان گشته، تاثیرپذیری وی از استاد خود و بیان نظریات او بوده است و این مسئله نشان می دهد که وی برای روش زندگی و اخلاقیات استادش احترام و ارزش وافری قائل بوده است که سعی کرده یاد او را در نوشته هایش زنده نگه دارد.
ورود اندیشه افلاطون به جامعه اسلامی
...
جمله سازی با افلاطون در معارف اسلامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افلاطون در کتاب پنجم جمهوری نظر خودش را در بارهٔ زنان و کودکان بیان میکند؛ و از آنجایی که خود میداند نظر غریبی دارد، میگوید: «کسی باور نخواهد کرد که آنچه میگوییم اولاً قابل اجرا است، و در ثانی، به فرض قابل اجرا بودن، بهتر از روشی است که امروز متداول است.» افلاطون در قابل اجرا بودن نظریهٔ خود تردید دارد، نه در سودمندی آن.
💡 افلاطون در رسالهٔ تهتتوس در قالبِ شخصیتِ سقراط، در پاسخ به تهتتوس که میگوید: «شناخت، چیزی جز ادراکِ حسی نیست»، از نظریهٔ هراکلیتوس به عنوانِ استدلال و برهان استفاده میکند. سقراط توضیح میدهد که بر اساسِ آموزشهای هراکلیتوس، هیچ چیز «نمیباشد»، بلکه همهچیز در حال «شدن» است. ما نمیتوانیم بگوییم چیزی سفید است، چرا که پیش از پایانیافتنِ جملهمان، آن چیز دیگر سفید نیست.
💡 سورانوس، پزشک یونانی سده دوم، نخستین زندگینامهنویس بقراط بود و منبعِ بیشترِ اطلاعات شخصی دربارهٔ او بهشمار میآید. زندگینامههای بعدی مانند سودا و اثری از جان تیتز به ترتیب در سده ۱۰ و ۱۲ پس از میلاد است، نوشته شدهاند. از بقراط در نوشتههای دو تن از معاصرانش، افلاطون در پروتاگوراس و فایدروس و کتاب سیاست ارسطو، که مربوط به سده چهارم پیش از میلاد است، نیز یاد شده.
💡 هنگامی که افلاطون در کلاس درس خود انسان را دوپای بدون پر دانست، دیوژن مرغی پرکنده را به درون کلاس او انداخت و گفت «مراقب باشید! این انسان افلاطون است!» پس از این اتفاق آکادمی افلاطون تعریف ناخنهای پهن را به تعریف انسان اضافه نمود.
💡 افراد بسیار کمی یکی از این الواح طلا را در اختیار داشتهاند. آنها دارای عقایدی بودهاند که در نظر معاصرانشان باطنی و التقاطی مینمود. افلاطون در کتاب جمهور خود از اواسط دهه ۳۷۰ قبل از میلاد توضیح میدهد: