افسوس کن

لغت نامه دهخدا

افسوس کن. [ اَ ک ُ ] ( نف مرکب ) ریشخندکننده. مستهزء. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ریشخند کننده مستهزئ.

جمله سازی با افسوس کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آرتمیدوروس (زبان یونانی: Ἀρτεμίδωρος ὁ Δαλδιανός) جغرافی‌دان رومی از اهالی افسوس بود که در حوالی ۱۰۴ تا ۱۰۰ ق م در روم برآمد. او سفرهای زیادی کرد و کتابی در جغرافیا نوشت، دربارهٴ تمام دنیای مسکون.

💡 (اتكاى من و همراهانم به خداوند دادگرى است كه در بسيارى از اين ممالك حفظم نمودهاست... افسوس مى خورم كه مردم ايران مرده پرستند و هنوز قدر اين جمعين را نشناختهاند.)

💡 یار من با دگران یار شد، افسوس افسوس! رفت و هم صحبت اغیار شد، افسوس افسوس!

💡 تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز همه شب ذکر تو می‌رفت و مکرر می‌شد

💡 افسوس که شُد دلبر و در دیدهٔ گریان تحریرِ خیالِ خطِ او نقشِ بر آب است

💡 ... افسوس اگر آنها دست از حماقت مى كشيدند و خود را به كشتن نمى دادند، پشتيبانىنيرومند و سدى سترگ براى پيشرفت اسلام به شمار مى آمدند! ولى خواست خدا جز اينبود.

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز