لغت نامه دهخدا
افتان افتان. [ اُ اُ ] ( ق مرکب ) حرکت ورفتار بطور افتادگی و بطور آرامی. ( ناظم الاطباء ).
افتان افتان. [ اُ اُ ] ( ق مرکب ) حرکت ورفتار بطور افتادگی و بطور آرامی. ( ناظم الاطباء ).
حرکت و رفتار بطور افتادگی و بطور آرامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الف- حالت بار افتان: در این حالت ارتفاع آب در طول زمان در استوانه داخلی مرتباً کاهش می یابد. یعنی در طول آزمایش به استوانه داخلی آب افزوده نمیشود.
💡 فغانی می رود افتان و خیزان بر سر راهی که جان خود به پای رخش آن صید افگن افشاند
💡 در اين هنگام ملائكه گفتند: اى لوط ما فرستادگان پروردگار توايم، آرام باش كه اينقوم به تو نخواهند رسيد، آنگاه همه آن مردم را كور كردند و مردم افتان و خيزان متفرقشدند.
💡 به کویت آمدم افتان و خیزان بهر دیداری امید جان به لطف تست، اگر بیش آمدم، گر کم
💡 گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی
💡 شكست خوردگان اميدوار خود را در هنگام شكست نمى بازند و افتان و خيزان به راه پيمائىخود ادامه مى دهند و بالاخره به مقصد مى رسند.