افتاب گردی

مترادف‌ها

آفتاب گرفتن

فرهنگستان زبان و ادب

آفتاب گردی
{sunlust} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری برای شیفتگان تفریح و استراحت در سواحل شنی دریا و زیر آفتاب

جمله سازی با افتاب گردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هرگه که تو آفتاب گردی به صفت از نور تو سنگ لعل و گوهر گردد

💡 به رخ تو شهسوارا نه غبار خط برآمد که بر آفتاب گردی زغبار مشک چین است

💡 بسیاری از گردشگران در فصل تابستان برای لذت بردن از گرمای هوا و رنگ گرفتن پوست خود، ساعت‌های طولانی را به آفتاب گردی در سواحل اختصاصی می‌گذرانند.

💡 اگرچه آفتاب گردی می‌تواند باعث ایجاد تناژ زیبایی در پوست شود، اما انجام آن بدون استفاده از کرم‌های محافظت‌کننده می‌تواند منجر به آسیب‌های جدی پوستی گردد.

💡 در روزهای تعطیل، ساحل مملو از افرادی بود که با زیرانداز و حوله، به آفتاب گردی و استراحت در کنار امواج آرام دریا مشغول بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران