اغاز سفر
مترادفها
شروع سفر
فرهنگستان زبان و ادب
آغاز سفر
{beginning of the journey} [گردشگری و جهانگردی] تاریخ و ساعت ارائۀ اولین خدمت گردشگری به مسافر مطابق با قرارداد
جمله سازی با اغاز سفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی به مدت بیش از بیست سال (از دوره ایلبیگی شدن صولت الدوله قبل از سال ۱۳۲۰ قمری/ ۱۲۸۰ خورشیدی تا زمان آغاز سفر حج در سال ۱۳۴۰ قمری/۱۳۰۱ خورشیدی) در دستگاه ایلخانی، همواره دارای منصب و قدرت بودهاست.
💡 دوآلین یک کلاه خود سبز تیره بر سر میگذارد و یک کمربند زرین به کمر میبندد ریش او آبی رنگ و آنقدر بلند است که مجبور است آن را در کمربندش فروکند. دوآلین همانند برادرش بالین میتواند ویولن زانویی بنوازد. دوآلین در آغاز سفر یک کلاه خود و یک شنل به بیلبو اجاره داد.