اعتماد نامه
مترادفها
اعتبارنامه، ضمانتنامه
لغت نامه دهخدا
اعتمادنامه. [ اِ ت ِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) اعتبارنامه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اعتبارنامه شود.
فرهنگ فارسی
اعتبار نامه.
جمله سازی با اعتماد نامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ۲ آبان ۱۳۹۵، و به دنبال استعفای علی اصغر فانی، حسن روحانی، رئیسجمهور طی نامهای به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، فخرالدین احمدی دانش آشتیانی را به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش جهت کسب رأی اعتماد به مجلس معرفی نمود. در جلسه رأی اعتماد مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۹۵ دانش آشتیانی توانست با ۱۵۷ رأی موافق، ۱۱۱ رأی مخالف و ۶ رأی ممتنع به سمت وزارت آموزش و پرورش برگزیده شود.
💡 وی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ طی نامهای به شورای نگهبان، درخواست دلیل ردصلاحیت خود را داد و سخنگوی شورای نگهبان در توئیتی نوشت: «احراز و عدم احراز صلاحیت داوطلبان ریاستجمهوری بر اساس اسناد و مدارک کافی و قابل اعتماد انجام پذیرفته و برای اعتراض به عدم احراز صلاحیت و انتشار عمومی دلائل آن در قانون انتخابات ریاستجمهوری حکمی پیشبینی نشده است.»
💡 شرکت تجاری برای انجام معاملات بینالمللی بزرگ، ناچار است از طریق بانکهای معتبر، یک اعتماد نامه بانکی برای تضمین پرداخت وجه به تأمینکنندگان خارجی صادر نماید.
💡 در فرآیند سفرهای دیپلماتیک، ارائه یک اعتماد نامه رسمی از سوی دولتها برای شناسایی نمایندگان و تسهیل گفتگوهای سیاسی بین دو کشور بسیار حائز اهمیت است.
💡 یکی از روشهای رایج در بازارهای مالی برای کاهش ریسک معاملات، استفاده از اعتماد نامه است تا طرفین قرارداد از دریافت مبالغ در موعد مقرر مطمئن باشند.