اعتبار شکستن

لغت نامه دهخدا

اعتبار شکستن. [ اِ ت ِ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) رونق چیزی را از بین بردن. بی ارزش ساختن:
آن نکهت از کجاست نفسهای تیره را
تا اعتبار نافه ٔتاتار بشکند.حزین اصفهانی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

رونق چیزیرا از بین بردن. بی ارزش ساختن.

جمله سازی با اعتبار شکستن

💡 جز شکستن نیست سامان بنای اعتبار رنگهای این چمن صهبای یک پیمانه‌اند