لغت نامه دهخدا
اظهارکننده. [ اِ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آشکارکننده. برملاسازنده. || بیان کننده. گوینده. و رجوع به اظهار و اظهار کردن شود.
اظهارکننده. [ اِ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آشکارکننده. برملاسازنده. || بیان کننده. گوینده. و رجوع به اظهار و اظهار کردن شود.
آشکار کننده. بر ملا سازنده یا بیان کننده.
💡 هرمان از جنبش دانشجویی آلمان در سال ۱۹۶۸ انتقاد کرد. او ادعا کرد که جنبش به طور خاص نقشهای سنتی زن را بیارزش میکند و درباره تصویر مادری، ارزشهای خانواده و همبستگی جامعه در آلمان نازی صحبت میکند. در ۸ سپتامبر ۲۰۰۷، هرمان پس از دفاع از اظهارات خود به مدیر برنامه آن، فولکر هرس، از سمت خود در پخش کننده تلویزیون عمومی رادیو آلمان شمالی با اثرگذاری فوری برکنار شد.
💡 اصطلاح روزهای مقدس عالی(High Holy Days) به احتمال زیاد از عبارت معروف انگلیسی "High Days and Holidays" گرفته شدهاست. معادل عبری، «یمیم نورائیم» (عبری: ימים נוראים) نه در کتاب مقدس است و نه در تلمود. پروفسورایسمار البوگن، نویسنده کتاب "نمایش یهودیان در توسعه تاریخی آن" اظهار داشت که این یک کاربرد قرون وسطایی است و منعکس کننده تغییر حال و هوای روش هشانه از یک جشن عمدتاً شاد به یک روز آرامتر است که پاسخی به دوره ای از آزار و اذیت یهودیان است.