اصحاب ثعلبه

لغت نامه دهخدا

( اصحاب ثعلبة ) اصحاب ثعلبة. [ اَ ب ِ ث َ ل َ ب َ ] ( اِخ ) پیروان ثعلبةبن عامر بودند که با عبدالکریم بن عجرد نخست از یک طریقت پیروی میکردند ولی پس از چندی ثعلبه از آنان جدا شد و خود ببدعتهای دیگری قائل گردید. رجوع به ثعالبه و ملل و نحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 207 و مقریزی ج 4 ص 179 و التبصیر ص 33 و الفرق بین الفرق ص 80 شود.

فرهنگ فارسی

پیروان ثعلبه بن عامر بودند که با عبد الکریم بن عجرد نخست از یک طریقت پیروی میکردند ولی پس از چندی ثعلبه از آنان جدا شد و خود ببدعتهای دیگری قائل گردید.

جمله سازی با اصحاب ثعلبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيغمبر اين آيه را براى اصحاب خواند. مردى از خويشان ثعلبه در آنجا حاضربود. چون آنرا شنيد برخاست و رفت نزد ثعلبه و گفت: اى ثعلبه ! واى برتو! خداوند درباره تمرد تو از اداى زكوة آياتى از قرآن فرستاده است.

💡 در تفسير عياشى از ثعلبه بن ميمون از بعضى از اصحاب ما (اماميه ) از حضرت ابىجعفر (عليه السلام ) نقل شده كه در تفسير آيه (ء انت قلت للناس اتخذونى و امىالهين من دون الله ) فرمود: خداى تعالى هنوز اين سؤال را از مسيح نكرده، بلكه بعدا (روز قيامت ) خواهد كرد. و اگر مى بينى كه بلفظماضى (اذ قال ) تعبير فرموده از اين نظر بوده كه بطور كلى خداى تعالى حوادثى كهمى داند واقع خواهد شد از آن به لفظ ماضى تعبير مى كند.