اشیب و شیب
مترادفها
فراز و نشیب، تندی و کندی
لغت نامه دهخدا
( آشیب و شیب ) آشیب و شیب. [ ب ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) این صورت در بیت ذیل بضبط بعض نسخ شاهنامه آمده است، و در بعض دیگر آسیب با سین مهمله بجای آشیب دارد، و معنی آن ظاهراً رنج و تعب و مانند آن باشد:
چنین است گیتی پر آشوب و شیب
پس ِ هرفرازی نهاده نشیب.فردوسی.و بگمان من کلمه اول آشیب و کلمه دوم تیب است، صورتی از شیب و تیب.
جمله سازی با اشیب و شیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افراز و شیب کون و مکان زیر پای کرد دل منزلی ندید که بالای عشق تست
💡 دریغ و درد که در جستجو سرآمد عمر شباب و شیب در این کار شد تمام و نشد
💡 پیران سرم هوای جوانی ز ره فکند آنجا که حکم عشق چه جای شباب و شیب
💡 این کوه به دلیل وضعیت خاص خود که ترکیبی از ارتفاع زیاد از سطح دریا، ارتفاع زیاد نسبت به سطح محل و شیب زیاد است، حالتی ویژه و استثنایی دارد و از این جهت صعود آن بسیار دشوار بوده و کوهی بسیار فنی و سطح بالا در کوهنوردی تخصصی به شمار میرود.
💡 این یک نفس که آمد و رفت خیال ماست بر عرش و فرش خندد و شیب و فراز خویش
💡 بگذر ازین پستی از بلندی همت وین همه بالا و شیب زیر و زبر گیر