اشویتز
لغت نامه دهخدا
اشویتز. [ اِش ْ ] ( اِخ ) اشویز. نام قصبه ایست در سویس که در 105 هزارگزی مشرق برن واقع است. قصبه مزبور نزدیک دریاچه کوچکی در دامنه کوه متین است که بعلت سبزه زارها و چمنهای خرم و باصفا از مناظر زیبای طبیعت بشمار می رود. با اینکه شهرک یادکرده در آغاز تشکیل کشور سویس مرکزیت داشت ولی بصورت شهر بزرگی درنیامد بلکه میتوان آنرا دهکده ای بزرگ یا شهرکی بشمار آورد.
اشویتز. [ اِش ْ ] ( اِخ ) یکی از نواحی 25گانه ایست که جمهوری سویس را بوجود آورده اند. از شمال به دو ناحیه سنت کال و زوریخ و از باختر به دو ناحیه زوگ و لسرن و از جنوب به ناحیه اوری و از خاور به ناحیه گلاریس محدود است. مساحت ناحیه مزبور به 907 هزار گز مربعمیرسد و جمعیت آن در حدود 51235 تن است که از آئین کاتولیک پیروی میکنند و بزبان آلمانی سخن میگویند.
جمله سازی با اشویتز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فیلم دارای صحنههای با پیگیری بلند نیز هست همچون آشویتز و موزه نسلکشی تیول اسلنگ که از روی تصاویر قربانیان و استخوانهای جمجمههای آنها میگذرد. فیلم یک دورنما از فرهنگ جهانی را ارائه میدهد: صحنهای از خالکوبیهای استادانه روی بدن یک یاکوزای ژاپنی در حمام پیش از تصاویر یک قبیله میآید.
💡 ژان ژنه:سیاهان - انتشارات توس، سیابرزنگیها- نشر نون، ماکسیم گورکی: دربارهٔ ادبیات کودکان - انتشارات توس، آرتور میلر: ارکستر زنان آشویتز - نشر ابتکار، عمدتاً ترجمه ادبیات آلمانی از جمله آثار برتولت برشت (تک پردهایها، بعل، در جنگل شهر، صدای طبل در شب - انتشارات خوارزمی)، فریدریش دورنمات (قاضی و جلادش، قول، سو ظن)، و ادبیات نو آلمانی زبان.