اشوی داد

لغت نامه دهخدا

اشوی داد. [ ] ( اِ ) کلمه پارسی باستان بمعنی خیرات. ( فرهنگ ایران باستان ص 99 ).

فرهنگ فارسی

کلمه پارسی باستان بمعنی خیرات

جمله سازی با اشوی داد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داد و دهش‌هایتان را ای مزدیسنان در جشن‌های ششگانه سال پیش‌کش کنید. از برای گاهنبارها «می‌زد» (خوان‌های گسترده گاهنبار) را از برای این ردان و سروران بدهید. یک گوسفند سالم و تندرست و جوان. هرگاه توانایی نداشتید، نیاز کنید نوشابه مقدس هوم را و بنوشانید به داناترین و آگاه‌ترین و راستگوترین و آنانکه بهتر و شایسته‌تر فرمان دهد از میان مردمان، که یار و همراه بینوایان و مددکار غریبان و دور از شهرها و آموزنده دین و در اشویی و راستی برگزیده‌ترین باشد. هرگاه توانایی نیاز آن نیز نبود، بدهید برای آنچنان کسان، باری از هیزم خشک و خوب سوز را. هرگاه آن هم نشد، به خانه آن ردگاهنبار (روحانی زرتشتی که اجراکننده این مراسم است) ببرید یک پشته هیزم. بسرایید سرود بزرگی خداوند را و اهورامزدا را به نام بخوانید در یکتایی و بی‌همتایی پروردگار جهان، چنین: بی‌گمان شهریاری زیبنده و سزاوار آن کس است که بهتر شهریاری کند، و اوست اهورا مزدا که با بهترین راستی برابر است و بندگی و عبادت خود را به پیشگاه وی تقدیم می‌کنیم و باشد که این چنین «می‌زد» ی پذیرا شده و ردگاهنبار را خشنود و شادمان کند، و این است گاهنبار …(نام گاهنبار).

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز