اشفته مو
مترادفها
پریشانمو، ژولیده
متضادها
آراسته، مرتب، شانه شده
فرهنگ عمید
( آشفته مو ) کسی که موهای پریشان دارد، ژولیده مو.
فرهنگ فارسی
( آشفته مو ) ( صفت ) ژولیده موی پریشان مو.
جمله سازی با اشفته مو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرح غم نسیمی آشفته مو به مو ای باد صبح زان سر زلف دو تا شنو
💡 دید تا دیوانه خود را ز موج آشفته موی هر چه پیدا کرد دریا بر سرگرداب ریخت