استعارۀ هستی شناختی

فرهنگستان زبان و ادب

{ontological metaphor} [زبان شناسی] استعاره ای که ازطریق آن تجربیات را در قالب اشیا و جوهرها و ظرف ها بیان می کنند

جمله سازی با استعارۀ هستی شناختی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مناخیم کلنر، فیلسوف و پروفسور یهودی، از فرضیه برخی از یهودیان ارتدوکس مبنی بر وجود «شکاف هستی شناختی بین یهودیان و غیریهودیان» انتقاد می‌کند، که به عقیده او با آنچه تورات تعلیم می‌دهد، مخالف است.

💡 بین دو معنای سادگی: سادگی نحوی (تعداد و پیچیدگی فرضیه‌ها) و سادگی هستی شناختی (تعداد و پیچیدگی چیزهای فرض شده). این دو جنبه از سادگی اغلب به ترتیب به عنوان ظرافت و صرفه جویی شناخته می‌شوند.

💡 فلاسفه می‌توانند هستی شناختی‌ها را به روش‌های مختلف با استفاده از معیارهایی مانند درجه انتزاع و زمینه کاربرد آن مشخص کنند: