لغت نامه دهخدا
استخوان شناس. [ اُت ُ خوا / خا ش ِ ] ( نف مرکب ) مختص در معرفةالعظام.
استخوان شناس. [ اُت ُ خوا / خا ش ِ ] ( نف مرکب ) مختص در معرفةالعظام.
( اسم ) آنکه استخوانها را نیکو شناسد آنکه باحوال استخوانها را نیکو شناسد آنکه باحوال استخوانها معرفت دارد.
💡 طبق علم ژنتیک باستانشناسی (Archaeogenetics) که بر پایهٔ آمیزهٔ علوم ژنتیک و باستانشناسی هست، در پژوهش حاضر DNA باستانی از تعدادی از نمونههای استخوانی و دندان انسان نمونههای از حفاری منطقه هفتتپه متعلق به دورهٔ ایلام میانی بهدست آمد. سپس مناطق HVI و HVII مولکول mtDNA، با استفاده از روش PCR تکثیر و در ادامه تعیین توالی شد. توالیها با توالی مرجع مقایسه و هاپلوگروپ این اقوام R2 و R5 تعیین شد. با ردیابی این هاپلوگروپها از مناطق آریانشین مشخص شد که منشأ هاپلوگروپ R2 ممکن است از جنوب غربی ایلام و تمدن ایلام باشداغلب باستان شناسان خاستگاه هاپولگروپ R2 را آسیایه مرکزی یا آسیایی جنوبی (سریلانکا و هند) میدانند
💡 باستان شناسان در یافتهاند که بشر اولیه در حدود ۲۴۰۰۰ سال قبل از میلاد اقدام به ساخت سرامیک میکردهاست. این سرامیکها در چکسلواکی یافت شدهاند و به شکل حیوانات و پیکره انسان، تخته صاف و توپ میباشد. این سرامیکها را از چربی حیوانات به همراه استخوان آنها و خاکستر استخوان و مقداری رس ریزدانه میساختند و بعد از شکل دادن آن را در دمایی در حدود ۵۰۰ تا ۸۰۰ درجه سانتیگراد در کورههای گنبدی شکل یا به شکل نعل اسب پخت مینمودند