لغت نامه دهخدا
( آزمند ) آزمند. [ م َ ] ( ص مرکب ) حریص. مولع. شَرِه ْ. طامع. آزور.صاحب آز. آزناک. طمعکار. پرخواه. ولوع:
حاسد و بدخواه او دائم به مرگ است آزمند
گر در این حسرت بمیرد باک نبود، گو بمیر.سوزنی.- امثال:
آزمند هماره نیازمند است.
( آزمند ) آزمند. [ م َ ] ( ص مرکب ) حریص. مولع. شَرِه ْ. طامع. آزور.صاحب آز. آزناک. طمعکار. پرخواه. ولوع:
حاسد و بدخواه او دائم به مرگ است آزمند
گر در این حسرت بمیرد باک نبود، گو بمیر.سوزنی.- امثال:
آزمند هماره نیازمند است.
( آزمند ) (مَ ) (ص مر. ) حریص، طمع کار.
( آزمند ) صاحب آز، حریص، آزور، آزناک.
( آزمند ) ( صفت ) حریص طمع کار آزور.
حریص طمعکار
صاحب آز، حریص، آزور، آزناک، آزمندی: حرص، ولع، بسیارخواهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این مدت دست تسلط پرتغالیها روز به روز بر سواحل ایران درازتر شد و مراکز تجارتی نواحی دریای عمان و خلیج فارس مانند مسقط و هرمز و بحرین بهواسطه ستمکاری و آزمندی پرتغالیها راه ویرانی و زوال سپرد..
💡 ابليس گفت: اگر از بنى آدم كسى را بخيل يا حريص و آزمند و يا حسود و يا زورگوببينيم، او را همچون توپ به بازى مى گيريم و به هر سو بخواهيم ميرانيم و اگر همهاين خصلت ها در او جمع باشد او را شيطان مريد (شيطان رانده از درگاه الهى ) مى ناميم.
💡 ميانه روترين دانشمندان در استدلال كسى است كه هنگام شبهه خوددارى نمايد و مناقشه دربحث موجب ريا مى شود و كسى كه در اطراف مطالب خطا نمايد حيله ها او را خوار مى نمايد.و فرد آزمند و حريص پايبند ذلت و خوارى است و هركس بقاء را دوست بدارد پس بايدبراى بلا خود را آماده سازد.
💡 چرا كه اينان پاك باختگانى هستند كه تنها و تنها عظمت حضرت حق، به كرنش ونيايششان وا مى دارد و بردگان جسم و جان و آزمندان و مزدوران پاداش را در آن سرابستانمعرفت راهى نيست !
💡 اين فريفته آزمند، (اين خانه را) از كسى خريد كهاجل، او را از جاى كند، به بهاى برون شدن از قناعتى كه مايه ارجمندى است، و (بهبهاى ) وارد شدن در ذلت و خوارى.