لغت نامه دهخدا
( آزمایان ) آزمایان. [ زْ / زِ ] ( نف، ق ) در حال آزمودن.
( آزمایان ) آزمایان. [ زْ / زِ ] ( نف، ق ) در حال آزمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به تنهایی سخنهایی سرایان که گویند آن سخن مهر آزمایان
💡 ندیدند کار آزمایان صواب که شاه افکند کشتی آنجا برآب
💡 که چون این قصه در عالم سمرشد شه کار آزمایان را خبر شد
💡 ز رزم آزمایان رومی سوار به یاری فرستادشان صد هزار
💡 ز وسواس بیهوده دوری گزین چو نفس آزمایان صبوری گزین