ازاد کننده
مترادفها
رها کننده، نجات دهنده، منجی
متضادها
اسیر کننده، مهار کننده، زندانبان
لغت نامه دهخدا
( آزادکننده ) آزادکننده. [ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مُعْتِق. محرِّر. مولی.
فرهنگ فارسی
( آزاد کننده ) محرر
جمله سازی با ازاد کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آگونیستهای هورمون آزاد کننده گنادوتروپین میتواند در اشکال شدید PMS مفید باشد اما دارای عوارض جانبی بالقوه قابل توجهی است.
💡 ترکیبات آزاد کننده کلر برای اولین بار در حدود سال ۱۷۸۵ به عنوان مواد سفید کننده و در سال ۱۹۱۵ به عنوان ضدعفونیکننده مورد استفاده قرار گرفتند، این مواد در فهرست داروهای ضروری سازمان جهانی بهداشت قرار دارندو به طور گستردهای در صنایع پزشکی و غذایی استفاده میشوند.