لغت نامه دهخدا
از و چز. [اِزْ زُ چ ِزز ] ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول عامه و زنان، ابتهال. تضرع. زاری. خواهش در نهایت خشوع.
- از و چز کردن؛با نهایت خضوع و استرحام خواستن چیزی را. نهایت درجه تمنی کردن با استکانت و تضرع.
از و چز. [اِزْ زُ چ ِزز ] ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول عامه و زنان، ابتهال. تضرع. زاری. خواهش در نهایت خشوع.
- از و چز کردن؛با نهایت خضوع و استرحام خواستن چیزی را. نهایت درجه تمنی کردن با استکانت و تضرع.
( اسم ) (در تداول عوام و زنان ) تضرع زاری خواهش همراه با نهایت درماندگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان امید نخلی را توان صد سال پروردن که شیرین گردد از وی کام تلخی چون به بار آید
💡 قالَ النّبیُّ، علیه السّلام: «إنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِکْمَةً، والْحِکْمَةُ ضالَّةُ المُؤْمِنِ مِنْ حیثُ وَجَدَها فهو أحقُّ بها. از شعر شعری است که بحق حکمت باشد و حکمت ضالّهٔ مؤمن بود که از وی غایب است آن که بیابد بدان اولی تر باشد.»
💡 باقی در نامهای که ۳۰ آبان ۱۳۹۲ به فرانسوا اولاند، رئیسجمهور وقت فرانسه نوشت، از وی درخواست کرد از مواضع سختگیرانهاش در قبال مذاکرات با دولت جدید ایران که با شعار گسترش حقوق بشر و تعاملات بینالمللی فعالیت خود را آغاز کردهاست، صرف نظر کند و مذاکراتی سازنده با دولت ایران را در پیش بگیرد که این امر منجر به تحقق وضعیت حقوق بشر در ایران نیز خواهد بود.
💡 دروغی بسته زاهد از زبان یار اوا می خواهد که تسکین دل پراضطراب از وی شود ما را
💡 مولوی و اطرافیان وی از همان آغاز با اهل فتوت جوش خورده بودند. علیرغم اینکه بعضی از مشایخ اهل فتوت، جوش و خروش مولوی را نتوانستند تحمل کنند و به ایراد از وی پرداختند. اکثر مشایخ و اهل فتوت، مولانا را قبول میداشتند و وی را از خود میدانستند. در زمان سلطان ولد و اولو عارف چلبی هم این پیوند و یگانگی دوام پیدا کرد.
💡 پس از بازنشستگی از اداره آموزش و پرورش در کارگاه هنری وابسته به اداره کل فرهنگ و هنر استان یزد به آموزش هنرجویان یزدی مشغول شد. بیشتر شاگردان نامآور وی یادگار این دوره از فعالیت آموزیاش هستند. از این دوره آثار نقاشی و پیکره تراشی زیادی از وی به جا ماندهاست.