از جا شدن

فرهنگ معین

( ~. شُ دَ ) (مص ل. ) متغیر گشتن، خشمگین شدن.

ویکی واژه

متغیر گشتن، خشمگین شدن.

جمله سازی با از جا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به آخر چون بشد شب او بجست از جای دل پر غم برآمد گوی مه ناگه ز روی چرخ چوگانی

💡 گرنه از جای دگر داشتی آزار ز من بهر اندک گنهی، رنجش بسیار چه بود

💡 سلیم او را به جای خویش آوردن نه آسان است دل آوارهٔ من عضو از جا جسته را ماند

💡 جواب داد: تو به زيارت من آمده اى ؟ من على بن ابى طالب (ع ) خواستم دست و پاىمباركش را ببوسم. فرمود: همان جا بايست، ديگر مرا قدرتى نماند كه از جا حركت كنمفرمود: از فلانى شكايت دارى ؟

💡 اگر وقتی دگر در آشنایی می زدم دستی کنونم پای از جا رفت و از سر برگذشت آبم

💡 60 - اكـنـون كـه چنين است صبر پيشه كن كه وعده خدا حق است، و هرگز كسانى كه ايمانندارند نبايد تو را خشمگين سازند (و از جا تكان دهند).

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز