ارزومندانه
مترادفها
مشتاقانه، با رغبت، با میل، از روی میل
متضادها
ناخواسته، ناخوشایند، ناپسندیده
لغت نامه دهخدا
( آرزومندانه ) آرزومندانه. [ رِ م َ دا ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بحال آرزومندی. چون آرزومند.
فرهنگ عمید
( آرزومندانه ) ۱. به حال آرزومندی.
۲. مانند آرزومندان.
فرهنگ فارسی
( آرزومندانه ) چون آرزومندان بحال آرزومندی.
بحال آرزومندی
بحال آرزومندی، مانند آرزومندان
جمله سازی با ارزومندانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان دیویی فلسفه را با تمام ماجراهای حیات آدمی همراه میدانست. معتقد بود فلسفه یک فعالیت پیگیر در پژوهش و جستجویی آرزومندانه است. راه این جستجو راه آرام و مطابق با نقشهای نیست که همه ما در هر وقت قادر به طی آن باشیم، زیرا در دنیایی که دایماً در تغییر و دگرگونی است، اندیشهها مدام در تغییر هستند. اصطلاح «تغییر و دگرگونی» یکی از کلیدهای فلسفه دیویی است.
💡 برپایهٔ پژوهشها، پدیده روح خبیث را میتوان با فاکتورهای روانی مانند وهم، مشکلات حافظه و پندار آرزومندانه توضیح داد.