ارزش ایمان به خدا

قرآن کریم، ایمان به خداوند یکتا و روز واپسین را شالوده و محور اصلی تمامی اعمال و ارزش‌های انسانی معرفی می‌کند. در منظومه فکری قرآن، اعمال نیکو و عبادات ظاهری، هرچند در جای خود شایسته تقدیرند، اما مادامی که به ریشهٔ مستحکم ایمان راسخ متصل نگردند، فاقد ارزش ذاتی و ماندگار نزد خداوند خواهند بود. این اصل بنیادین بیانگر آن است که نیت و اعتقاد قلبی، جوهرهٔ معنایی اعمال ما را تشکیل می‌دهد؛ عملی که از سر ایمان برنخیزد، تنها یک کنش مادی است، در حالی که همان عمل، وقتی با باور قلبی به مبدأ و معاد قرین شود، به عرصه‌ای از عبادت و تعالی ارتقا می‌یابد و ارزش مضاعفی کسب می‌کند. این مقام والای ایمان، موجب تمایز و اولویت یافتن آن نسبت به تمامی مظاهر خدمات ظاهری به خلق و بنای اماکن متبرکه می‌گردد.

برای تبیین این اولویت، قرآن کریم به مثالی روشن و انکارناپذیر اشاره می‌کند که تفاوت میان عملِ بدون ایمان و عملِ همراه با ایمان را به وضوح ترسیم می‌نماید. خداوند متعال در آیه‌ای صریح، اعمال پراهمیتی نظیر «سیراب کردن حاجیان» و «آباد ساختن مسجدالحرام» را در برابر عملی که با «ایمان به خدا و روز قیامت همراه با جهاد در راه او» قرین گشته، مورد سنجش قرار می‌دهد. این مقایسه آشکار می‌سازد که عظمت و قداست بناها و خدمات فیزیکی، هرگز نمی‌تواند با ارزش ابدی و جهان‌شمولِ ایمان حقیقی برابری کند. خداوند متعال با این بیان قطعی اعلام می‌دارد که «این دو (عمل با ایمان و اعمال بدون آن) نزد خدا یکسان نیستند»، تأکیدی است بر اینکه مراتب قرب الهی بر اساس میزان نفوذ ایمان در ساحت عمل تعیین می‌شود.

نتیجهٔ این مقایسه قرآنی این است که جایگاه ایمان در نظام هستی، جایگاهی بی‌بدیل و برتر از هرگونه فعالیت خیرخواهانه ظاهری است. اگرچه خدمت به زائران خانه خدا و توسعه‌ی مکان عبادت، عملی نیکو و اجر آن عظیم است، اما این اعمال تنها زمانی به اوج کمال و برتری می‌رسند که ریشه در اعتقاد عمیق به یگانگی خداوند و معاد داشته باشند. این نگرش، مسلمانان را به درک این حقیقت رهنمون می‌سازد که تمرکز اصلی باید بر تقویت بنیان‌های ایمانی باشد؛ چرا که این بنیان‌ها هستند که به اعمال ما وزن و معنا بخشیده و سبب می‌شوند که در ترازوی سنجش الهی، بر سایر کارهای نیک، وزن و ارجحیت یابند و موجب نیل به رضایت و قرب حضرت حق گردند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ارزش ایمان به خدا (قرآن). عمل بدون ایمان ارزشی ندارد بلکه اگر عمل با ایمان به خدا همراه باشد دارای ارزش و برتری خواهد بود. خداوند سقایت حجاج و عمارت مسجدالحرام را در مقابل ایمان قرار داده و عملی را که با ایمان همراه باشد را بر آنها برتری داده است.
برتری ایمان به خدا، بر سقایت حاجیان و آبادانی مسجدالحرام برتری و ارزش بیشتری دارد:«اجعلتم سقایة الحاج وعمارة المسجد الحرام کمن ءامن بالله والیوم الاخر وجـهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله...؛ آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو،) نزد خدا مساوی نیستند!...»
ارزش عمل با ایمان
در آیه شریفه در یک طرف مقابله سقایة الحاج و عمارة المسجد الحرام بدون هیچ قید زائدی آمده، و در طرف دیگر آن، ایمان به خدا و روز جزا، و یا به عبارتی جهاد در راه خدا با قید ایمان قرار گرفته است، و این خود بخوبی می رساند که منظور از سقایت و عمارت در آیه، سقایت و عمارت خشک و خالی و بدون ایمان است، ذیل آیه هم که می فرماید: و الله لا یهدی القوم الظالمین، (بنابر اینکه تعریض به اهل سقایت و عمارت باشد بخاطر کفر و ظلمشان چنان که متبادر از سیاق هم همین است نه تعریض به خیال باطلی که کرده و حکم به تساوی نموده اند) این نکته را تایید می کند. پس معلوم می شود: اولا این کسانی که چنین خیالی کرده اند خیالشان این بوده که عمل مردم جاهلیت، یعنی سقایت و عمارت با اینکه خالی از ایمان به خدا و روز جزا بوده با یک عمل دینی توام با ایمان به خدا و روز جزا مانند جهاد برابر و مساوی است. و به عبارت دیگر، خیال می کرده اند عمل بی جان با عمل جان دار و دارای منافع پاک برابر است، و خدای تعالی این عقیده آنها را تخطئه کرده است. و ثانیا اینکه صاحبان این پندار خود از مؤمنینی بوده اند که خیال می کرده اند اعمال قبل از ایمانشان و همچنین اعمال مشرکینی که هنوز ایمان نیاورده اند با عمل بعد از ایمانشان که از ایشان و هر مؤمنی از روی ایمان خالص سر می زند برابر است، این نکته را هم سیاق انکار تایید می کند، و هم بیان درجات که در آیات مورد بحث آمده شاهد بر آن است. بلکه می توان گفت: همین که اسم صاحبان سقایت و عمارت را نبرده خود اشعار و بلکه دلالت بر این دارد که صاحبان پندار مزبور از اهل ایمان بوده اند، و اسمشان را نبرده تا حیثیت و احترامشان محفوظ بماند، چون در حین خطاب و نزول آیه دارای ایمان بوده اند، و با این حال نباید مشمول تعریض آیه قرار گرفته و ظالم نامیده شوند.
وزن و ارزش ایمان
با اینکه آیات شان نزول خاص دارد در عین حال مکمل بحث آیات گذشته است و نظیر آن در قرآن فراوان می باشد. در نخستین آیه می گوید: آیا سیراب کردن حاجیان خانه خدا و عمران مسجد الحرام را همانند کار کسی قرار دادید که ایمان به خدا و روز قیامت دارد و در راه خدا جهاد کرده است این دو هیچگاه در نزد خدا یکسان نیستند و خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند (ا جعلتم سقایة الحاج و عمارة المسجد الحرام کمن آمن بالله و الیوم الآخر و جاهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله و الله لا یهدی القوم الظالمین). سقایة هم مصدر است به معنی آب دادن و هم به معنی وسیله و پیمانه ای است که با آن آب می دهند (همانگونه که در آیه ۷۰ سوره یوسف آمده است ) و هم به معنی ظرف بزرگ یا حوضی است که آب در آن می ریزند، در مسجدالحرام در میان چشمه زمزم و خانه کعبه محلی وجود دارد که به نام سقایة العباس معروف است، گویا در آنجا ظرف بزرگی می گذاردند که حاجیان از آن آب بر می داشتند. از تواریخ چنین بر می آید که قبل از اسلام منصب سقایة الحاج در ردیف منصب کلیدداری خانه کعبه و از مهم ترین مناصب محسوب می شد. ضرورت و نیاز شدید حجاج در ایام حج به آب آن هم در آن سرزمین خشک و سوزان و کم آب که غالب ایام سال هوا گرم است به این موضوع (سقایت حاج) اهمیت خاصی می داد، و کسی که سرپرست این مقام بود، از موقعیت ویژه ای طبعا برخوردار می شد چرا که خدمت او به حجاج یک خدمت حیاتی به شمار می رفت. هم چنین کلیدداری و عمران و آبادی مسجد الحرام که مقدس ترین و بزرگ ترین کانون مذهبی حتی در زمان جاهلیت محسوب می شد، احترام فوق العاده ای برای شخص یا اشخاصی که متصدی آن بودند، بر می انگیخت. با همه اینها قرآن مجید می گوید ایمان به خدا و جهاد در راه او از تمام این کارها برتر و بالاتر است!

جمله سازی با ارزش ایمان به خدا

💡 همی گوید «بپرسیدش پس از ایمان به فرقان او به پیغمبر رسول مصطفی از فضل یارانش

💡 دل کفر از تو مشوش سر ایمان به میت خوش همه را هوش ربودی همه را گوش کشیدی

💡 دل محراب ز قندیل فرو ریخته است تا تو ای دشمن ایمان به نماز آمده‌ای