ادمیم

لغت نامه دهخدا

ادمیم. [ اَ دُم ْ می ] ( اِخ ) ( لفظی عبریست جمع أدم یا أدوم و معنی آن قرمزست ) عقبه یا راهی است واقع در برابر جلجال در جهت جنوبی وادئی که طریق اریحا و وادی اردن به اورشلیم از آن گذرد. وجه تسمیه وی آنست که قطاع الطریق در آنجا دم ( خون ) عابرین میریختند و از آنجهت آنجا حصنی کردند و محافظینی برای نگهبانی ابناء سبیل گماشتند. ( ضمیمه معجم البلدان ).

جمله سازی با ادمیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانا، به یکی گناه از بنده مگرد من آدمیم، گنه نخست آدم کرد

💡 به آدمیم نخوانی دگر اگر یک ره کنی مشاهده پرده های اسرارم

💡 از زمینی تو من هم از زمیم گر تو هستی پری من آدمیم

💡 گر تو گویی به صورت آدمیم هوشمند این سخن عجب دارد

💡 همه از آدمیم ما لیکن او گرامی ترست کو داناست

💡 خیرالامور اوسط اولاد آدمیم در عین عالمیم و مبرا ز عالمیم

کهیر یعنی چه؟
کهیر یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز