برحسب تصادف

مشابه عبارت قبلی به معنای وقوع ناگهانی و بدون قصد قبلی که اتفاقی یا شانسی رخ داده؛ نشان‌دهنده عدم پیش‌بینی یا برنامه‌ریزی برای رخداد مورد نظر است.

مترادف‌ها

تصادفی، اتفاقی، سهواً

متضادها

عمدی، از روی قصد

جمله سازی با برحسب تصادف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من در حالی که در کتابخانه دانشگاه مشغول جستجو بودم، برحسب تصادف به کتابی برخوردم که دقیقاً به موضوع پایان‌نامه‌ام مربوط می‌شد.

💡 ما برحسب تصادف در یک مهمانی دوستانه با هم ملاقات کردیم و متوجه شدیم که سال‌هاست در یک شهر زندگی می‌کنیم اما همدیگر را ندیده بودیم.

💡 او برحسب تصادف در آن خیابان خلوت، با دوست دوران کودکی خود که سال‌ها از او بی‌خبر بود، یک دیدار غیرمنتظره و گرم داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران