لغت نامه دهخدا
( آدمک ) آدمک. [ دَ م َ ] ( اِ مصغر ) لعبت اطفال که غالباً از چوب سازند. || شکل آدمی که نقش کنند.
( آدمک ) آدمک. [ دَ م َ ] ( اِ مصغر ) لعبت اطفال که غالباً از چوب سازند. || شکل آدمی که نقش کنند.
( آدمک ) (دَ مَ ) (اِمصغ. ) ۱ - آدم کوچک. ۲ - مترسک.
( آدمک ) ۱. آدم کوچک.
۲. پیکر و هیکل کوچک که به شکل آدمی درست کنند.
( آدمک ) ( اسم ) ۱ - آدم کوچک انسان کوچک ۲ - پیکری کوچک که بشکل انسان درست کنند.
شکل آدمی که نقش کنند
آدم کوچک، پیکروهیکل کوچک که بشکل آدمی درست کنند
آدمک (سرده). آدمک ( سرده ) ( نام علمی: Biebersteinia ) نام یک سرده از راسته افراسانان است. این سرده در ایران یک گونه علفی چند ساله به نام Biebersteinia multifida دارد[ نیازمند منبع] که علاوه بر ایران در سوریه، لبنان، ارمنستان، آسیای مرکزی و افغانستان پراکنده است.
ادمک ( به لاتین: Adamek ) در لهستان است که در Gmina Stąporków واقع شده است.
ادمک ۲۵۰ نفر جمعیت دارد.
💡 بهنژاد با بازی در فیلم آدمک در سال (۱۳۵۰) بازی در سینما را آغاز کرد. او در سال ۱۳۵۳ با ایفای نقش در مجموعه تلویزیونی گذر خلیل دهمرده همکاری با تلویزیون را آغاز کرد و پس از آن در سریالهای مختلفی مانند چنگک، داستانهای مولوی، به دنبال بنفشه و لحظه حضور یافت.
💡 نماد ویژه این رقابتها یک آدمک به نام پیکه بود. این شخصیت دارای کلاه مکزیکی، سبیل و لباسهایی به رنگ پرچم مکزیک بود.
💡 هندوها در جشنوارههای آیینی خود آدمک «شاه راوانا» را به عنوان نماد نیروی اهریمنی آتش میزنند.
💡 بعد از انفجار بیروت حزبالله در کانون خشمی است که علیه طبقه حاکم کشور، منجمله از جانب تعداد فزایندهای از هواداران شیعه سنتی این گروه، قرار گرفته است. تظاهرکنندگان که نسبت به فساد و بیمبالاتی که منجر به انفجار گردید خشمگین هستند، آدمک حسن نصرالله رهبر حزبالله را در میدان مرکزی شهدای بیروت دار زدند.
💡 او آدمک یک سرخپوست و یک کابوی مسلح را در گنجه قرار میدهد که پس از زنده شدن آنها، مشکلات و ماجراهای خاصی پیش میآید.
💡 تولید آلبوم سرزمین آواز اولین مجموعه آموزشی ردیف موسیقی دستگاهی به کودکان توسط نشر آدمک با مجوز اداره ارشاد در ایران روی سایت بیپ تونز در دسترس قرار گرفت.