اتش کشیدن
مترادفها
عطسه کردن
لغت نامه دهخدا
( آتش کشیدن ) آتش کشیدن. [ ت َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) به آتش کشیدن. آتش کشیدن جائی را؛ سخت ببیدادی ویران کردن آن.
فرهنگ فارسی
( آتش کشیدن ) آتش کشیدن جایی را
جمله سازی با اتش کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گسترش دایره انتقام با به آتش کشیدن واحه ناره که در دره عبدی بالاوراس واقع شده بود، ادامه پیدا کرد. این منطقه نیز در تاریخ ۵ ژانویه ۱۸۵۰ بدست سرهنگ کاروبیردچار همان سرنوشتی شد که الزعاطشه شده بود، سرهنگ کاروبیرسه گردان خود را به این روستا گسیل داشت و دست آنان را در قتل و کشتار و سوزاندن روستا و ساکنین آن باز گذاشت و این نیروها این روستا را سوزاندند و مردمش را قتلعام کردند.
💡 در دو سال آخر حکومت شاه، به مجرد اینکه مشکلات سیاسی او فزونی یافت، روال آزار و اذیت گذشته دوباره خودنمایی کرد. روال آزار و اذیت گذشته دوباره با کشتن و تهمت به بهائیان بهعنوان علّت مشکلات مملکت و لزوم تنبیه آنان در رسانههای جمعی بالا گرفت. نتایج متعاقب آن حملات، یورشهای پراکندهٔ اوباش همراه با به آتش کشیدنها و غارت علیه بهائیان در قسمتهای مختلف کشور بود.
💡 ارتش و پلیس میانمار حمایت آشکار و نهان از بودائیان تندرو طی سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ داشتهاند. بر اثر حملات ارتش میانمار به روستاهای محل استقرار مسلمانان روهینگیا طی ماه سپتامبر ۲۰۱۷ و به آتش کشیدن خانههای مسلمانان و با اعمال فشار از طریق کشتار مردان و به اسارت بردن و حتی تجاوز جنسی به زنان و دختران، در صدد «کوچ اجباری» آنان به بنگلادش هستند.
💡 هشدارهای مداوم سازمان آتشنشانی درباره احتمال آتش کشیدن پوششهای گیاهی در فصل تابستان به دلیل خشکسالی شدید، بسیار حیاتی و لازم به نظر میرسید.
💡 کوچکترین جرقه حاصل از تماس سیمهای برقی فرسوده میتواند باعث آتش کشیدن کل ساختمان و به خطر افتادن جان ساکنان آن منطقه شود.
💡 قرار دادن کاغذهای خشک در نزدیکی بخاری میتواند به سرعت باعث آتش کشیدن پردهها و ایجاد یک فاجعه بزرگ در منزل شود.