لغت نامه دهخدا
( آتربات ) آتربات. [ ت ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آذربد. آتش پناه.
( آتربات ) آتربات. [ ت ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آذربد. آتش پناه.
( آتربات ) آتش پناه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باگذشت بیش از یک ماه از این محاصرهٔ طاقتفرسا، ۲۴۰ هزار قوای امدادی نیرومند گالیایی بههمراه ۸ هزار سواره به حلقهٔ برونی استحکامات رومیان یورش برده کوشش کردند محاصره شدگان آلزیا را آزاد کنند. در رأس این قوای پرشمار امدادی کومیوس (از آترباتها)، ویریدوماروس و اپوردوریکس (از ادوئیها) و ورکاسیولاونوس (از آرورنها که عمهزاده یا عموزادهٔ ورسنژتوریک بود) قرار داشتند. در این حال قوایی از خودِ گالیهای محاصره شده نیز به زعامت ورسنژتوریک جهت شکستن حلقهٔ محاصره به رومیان حملهور شدند.
💡 قبیلههای وابسته به بلژها اینها بودهاند:رمها، بلوواکها، سوئسیونها، نرویها، آترباتها، آمبیانها، مورینها، مناپیها، کالتها، ولیوکاسها، کندروسها، ابورونها، کروسها، پمانها و ویروماندوها. آمبیوریکس قهرمان بلژها که با سزار جنگید از ابورونها بود.