لغت نامه دهخدا
( آبگه ) آبگه. [ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) آبگاه.
( آبگه ) آبگه. [ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) آبگاه.
( آبگه ) ( اسم ) ۱ - آبخور تالاب استخر. ۲- پهلو. ۳- تهیگاه خاصره. ۴- مثانه.
آبگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جامهشویی نکرده مادر من نه پدر هم ز آبگه بانی