لغت نامه دهخدا
( آبگاه ) آبگاه. ( اِ مرکب ) ورد. مورد. ( زمخشری ). منهل. مصنعه. تالاب. استخر. آبخور. || مثانه. || تهیگاه. زیر اضلاع از دو سوی وحشی تن آدمی و دیگر جانوران. خاصره.
( آبگاه ) آبگاه. ( اِ مرکب ) ورد. مورد. ( زمخشری ). منهل. مصنعه. تالاب. استخر. آبخور. || مثانه. || تهیگاه. زیر اضلاع از دو سوی وحشی تن آدمی و دیگر جانوران. خاصره.
( آبگاه ) (اِمر. ) ۱ - تالاب، استخر. ۲ - پهلو، زیر دنده. ۳ - مثانه.
( آبگاه ) ۱. جای آب، آبخور.
۲. تالاب، استخر.
۳. (زیست شناسی ) پهلوی انسان بین دنده و لگن خاصره، تهیگاه.
۴. مثانه.
( آبگاه ) ( اسم ) ۱ - آبخور تالاب استخر. ۲- پهلو. ۳- تهیگاه خاصره. ۴- مثانه.
ورد مثانه
آبگاه (شوشتر). آبگاه ( شوشتر )، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شوشتر در استان خوزستان ایران است.
مردم این روستا به لری بختیاری سخن می گویند و بختیاری می باشند.
این روستا در دهستان شهید مدرس قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۰ نفر ( ۵۶خانوار ) بوده است.
💡 98 - او در پـيـشـاپـيـش قـومـش روز قـيـامـت خـواهـد بـود و آنـهـا را (بـجـاى چـشـمـه هـاىزلال بهشت ) وارد آتش مى كند و چه بد است كه آتش آبگاه انسان باشد.
💡 بـعـضـى از مـفسران از اين تعبير چنين استفاده كرده اند كه اين آب داغ آلوده از چشمه اى دربـيرون دوزخ است، دوزخيان را قبلا براى نوشيدن آن همچون حيواناتى كه به آبگاه مىبـرنـد بـه آنـجـا مـى خـوانـند، و بعد از نوشيدن از آن بار ديگر بازگشتشان به سوىدوزخ است.
💡 سـوره مـريم و نسوق المجرمين الى جهنم وردا: (مجرمان را (همچون شتران تشنه كامى كهبه سوى آبگاه مى روند) به سوى جهنم مى رانيم ).
💡 این دریاچهٔ مصنوعی بوسیلهٔ سد قیراقوم ساخته شده و مساحتش ۵۲۳ کیلومتر مربع میباشد. درازای این دریاچه ۵۶ کیلومتر و پهنایش ۱۵ کیلومتر است. عمیقترین جای این دریاچه در باختر این آبگاه قرار دارد و ۲۵ متر است. میانگین عمق این دریاچهٔ مصنوعی ۸ متر میباشد. در سال ۱۳۸۸ این مخزن آب یکسوم از آب خود را از دست داد. آب و هوای این منطقه قارهای و نیمهخشک است.
💡 برای کاروانیانی که از پهنهٔ بیابان میرسیدند، آب نخستین و مهمترین نیاز بودهاست و ساماندهندگان راهها ناگزیر بودهاند به هر طریق ممکن، آب مورد نیاز منزلهای کاروانی را تأمین کنند یا ایستگاهها را در آبگاههای پایدار بنا سازند. با این حساب، وجود سرچشمهٔ کاریز خوش آب «کثنوا» عنصر اصلی و اولیهٔ شکلگیری این سامانهٔ کاروانی در این نقطه بودهاست.
💡 امام، ابر بارنده و باران شتابنده و آفتاب فروزان و زمين هموار و چشمه جوشان و آبگاه و گلستان است.