لغت نامه دهخدا
ابناء یمن. [ اَ ءِ ی َ م َ ] ( اِخ ) رجوع به ابناء شود.
ابناء یمن. [ اَ ءِ ی َ م َ ] ( اِخ ) رجوع به ابناء شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندی نگذشت که چند تن از حبشیها که در خدمت سیف مانده بودند، او را کشتند. وهرز دوباره از طرف انوشیروان مأمور شد که فتنهٔ یمن را فرونشاند و خود از طرف دولت ساسانی در آنجا به حکمرانی بپردازد. بدین گونه تا ظهور اسلام مردم یمن تبعیت از حکمرانان ایرانی میکردند و بازماندگان گروهی که انوشیروان به یمن فرستاد را اعراب ابناء (جمع ابن) مینامیدند.
💡 آزادزادگان ایرانی (به عربی: بنیالاحرار) یا ابناء دستهای از ایرانیان بودند که در زمان شاهنشاهی انوشهروان دادگر به درخواست مردم یمن دربرابر تازشات مردم حبشه آنان را پشتیبانی کردند و درآینده به فرمانروایی یمن رسیدند.