ابریشم گر

لغت نامه دهخدا

ابریشم گر. [ اَ ش َ گ َ ] ( ص مرکب ) ابریشم تاب.

فرهنگ فارسی

ابریشن ناب

جمله سازی با ابریشم گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز چنگ قامت عاشق چه گلبانگ طرب خیزد که چرخ واژگون ابریشم این ساز می‌تابد

💡 همه در بزم از دست (تو) نالم چون چنگ تا که ابریشم رگ برتن چون طنبورست

💡 برخی از لاروهای حشرات (از جمله کرم‌های ابریشم) ابریشم را بیرون می‌کشند تا یک پیله محافظ برای دگردیسی خود بسازند. حشراتی که به عنوان توربافان شناخته می‌شوند، گالری‌های ابریشمی را برای محافظت در برابر شکارچیان و عناصر در حین جست‌وجو و تولیدمثل می‌بافند.

💡 کُلکه: روسری یا دستاری است که به جای کلاه مورد استفاده زنان قرار می‌گیرد کلکه دارای رشته بلندی از ابریشم سیاه و سفید با ملیله‌دوزی است.

💡 این روستادارای محصولات کشاورزی ازقبیل چای وکرم ابریشم ومرکبات می‌باشد.

💡 شوم ابریشم و در جامه ات خود را کنم پنهان که افتد اتفاق بوسه بر آن دست سیمینم

💡 در بازارهای قدیمی شهر اصفهان، می‌توان ابریشم‌گران ماهری را یافت که با ظرافت بسیار زیاد، پارچه‌هایی بسیار گران‌بها و باکیفیت را برای تجار تهیه می‌کنند.

💡 شغل ابریشم‌گری در دوران باستان یکی از پردرآمدترین حرفه‌ها بود که نیاز به مهارت، صبر و حوصله بسیار زیادی برای مدیریت کرم‌ها و بافتن الیاف داشت.

💡 این ابریشم‌گر قدیمی با استفاده از روش‌های سنتی و اصیل، توانسته بود شهرت زیادی در میان مشتریان داخلی و خارجی برای محصولات خود کسب کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران