ابریزی

لغت نامه دهخدا

ابریزی. [ اِ ] ( ص نسبی ) ابریز.
- ذهب ابریزی؛ زر بی غش. زر ساو. ذهب خالص.زر طلا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به ابریز ذهب ابریزی زربی غش زرساو ذهب خالص ذهب ابریزی

جمله سازی با ابریزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سطح تپه حدود ۳۰×۲۰ متر اندازه‌گیری شده و دیوار بر آبریزی پیرامون آن ساخته شده‌است. ارتفاع تپه از سطح زمین‌های پیرامونی خصوصاً جهات جنوب و غرب ۳۰۰ متر می‌باشد.

💡 اگر حوضه آبریزی دارای نقطه تمرکزی خارج از خود حوضه باشد حوضه باز نامیده می‌شود و اگر نقطه تمرکز در داخل حوضه باشد، حوضه بسته نامیده می‌شود.

💡 یکی از وسیله مبارزه علیه خشک سالی استفاده از کانال‌ها است. آب کانال‌ها از دریای می‌آید که اصلاً در آنجا خشک سالی وجود ندارد. کانال عبارتند از تغیر دادن مسیر آب دریا را به مسیر مورد نظر می‌گویند. کانال یکی از وسیله‌است می‌تواند منطقه بزرگ را آبریزی نماید. در افغانستان تا فعلاً دو کانال بزرگ اعمار گردیده‌است.

💡 حجم آب تنظیم تخصیص یافته برای سد ۴۳۵ میلیون مترمکعب در سال و حجم مخزن این سد ۲۷۰ میلیون متر مکعب است. ارتفاع سد دالکی ۱۰۶ متر و طول تاج آن ۱۱۷۶ متر است و بر روی حوضه آبریزی به مساحت پنج هزار و ۱۱۰ کیلومتر مربع ساخته می‌شود.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز