ابتاب
مترادفها
جزر
لغت نامه دهخدا
( آبتاب ) آبتاب. ( نف مرکب / ص مرکب ) مشعشع.
فرهنگ معین
( آبتاب ) (ص مر. ) مشعشع، درخشان.
فرهنگ فارسی
( آبتاب ) ( صفت ) مشعشع درخشان.
مشعشع
فرهنگ اسم ها
اسم: آبتاب (دختر) (فارسی) (تلفظ: ābtāb) (فارسی: آبتاب) (انگلیسی: ab-tab)
معنی: دختری با چهره زیبا و درخشان، تابان، مشعشع، درخشان، صاف چون آب زلال
جمله سازی با ابتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجموعه خاطرات سعید رجائی خراسانی طی مجموعه مقالاتی تحت عنوان مروری کوتاه بر زندگینامه دکتر سعید رجائی خراسانی سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان توسط فرزندش در پایگاه خبری آبتاب منتشر شدهاست.