لغت نامه دهخدا
( آباد شدن ) آباد شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمران پذیرفتن.
( آباد شدن ) آباد شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمران پذیرفتن.
( آباد شدن ) عمران پذیرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اگر منظورش زنده و آباد شدن قريه بعد از ويرانيش بود و كلمه هذه در كلامش اشارهبه خود قريه بود، حق كلام اين بود كه بگويد: (انى يعمر هذه اللّه ) خدا چگونه اينقريه را آباد مى كند و ديگر اينكه وقتى قريه اى ويران شد، ديگر كسى انتظار آبادشدنش را نمى كشد، و اگر هم بكشد آرزو و انتظار محالى نيست تا تصورش امرى عظيمباشد.
💡 وجود این قلعه باعث آباد شدن این منطقه گردیده و حتی در اطراف این قلعه مزارع کشاورزی پسته و نیز بندهای آبی توسط اهالی احداث شدهاست.
💡 دعاى ابراهيم (ع ) بعد از بناى كعبه و ساخته و آباد شدن مكه بوده است
💡 آرى جامعه مسلمانان كه آباد شدن زمين به دست او، آبادى صالحى و آبادى مخصوصىاست كه ريشه شرك و فساد را مى زند.
💡 و از سوى ديگر يكى از مهم ترين مقاصد و هدفها در نظر شارع اسلام زياد شدننسل مسلمانان و آباد شدن زمين به دست آنان است.