لغت نامه دهخدا
( آب نکشیده ) آب نکشیده. [ ن َ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) تطهیرنشده. || مجازاً در تداول عوام، سخت درشت: فحش آب نکشیده.
( آب نکشیده ) آب نکشیده. [ ن َ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) تطهیرنشده. || مجازاً در تداول عوام، سخت درشت: فحش آب نکشیده.
( آب نکشیده ) (نَ کِ دِ ) (ص مر. )۱ - بد و زشت. ۲ - نامفهوم.
( آب نکشیده ) تطهیر نشده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «میخواهم «رُک» صحبت کنم و این را از علی معلم آموختهام. چرا در این مراسم فقط به یک نفر توجه شدهاست؟! اگر میدانستم برای منتقدین فقط یک هنرپیشه مطرح است که آن موقع جلوی شهربانو تنبک میزد، سالها پیش این کار را رها کرده بودم. بقیه بازیگر نیستند؟ هیچکدام زحمت نکشیدهاند؟ چرا شما اینها را نمیبینید؟»
💡 نکشیده سبزه بر گل بجمال فتنه بودی چکنم کنون که از نو شده یی بلای جانی
💡 در خاک و خون ترا نکشیده است تا زبان در خامشی گریز که دارالامان توست
💡 سدهها بود که هیچ لشگری از غرب اروپا به خاورنزدیک لشکر نکشیده بود و زمانی هم که چنین لشگرکشیهایی اتفاق میافتاد منابع مالی حکومت مرکزی امپراتوری رم پشتوانهٔ آن بود.
💡 به رکاب عشرت پرفشان نزدیم دست تظلمی به غبار میرود آرزو نکشیده دامن یار ما
💡 گر زاهد کم خواره محبت نچشیده است خونابه نخوردست و ریاضت نکشیده است