اب نار

لغت نامه دهخدا

( آب نار ) آب نار. [ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به آب انار شود.

جمله سازی با اب نار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با من نمی نشست به جام ترنج شکل او آب نار خورد و مرا تاب نار داد

💡 از آن نار بن تا به وقت بهار گهی نار جوید گهی آب نار

💡 پی صفرای خس می ریزد ایام ز خون شعله، آب نار در جام

💡 زان آب نار و لاله بپیمانه می خورند آزادگان بنام شهنشاه تاجدار

💡 چون دوایم نار و آب نار شد شد دلم پر نار و اشکم آب نار

💡 هر کجا رخسار او را بینی و اشک مرا شعله شعله نار بینی قطره قطره آب نار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران