اب شوره

لغت نامه دهخدا

( آب شوره ) آب شوره. [ ب ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آبی که با شوره قلمی خنک شده باشد.

فرهنگ فارسی

( آب شوره ) ( اسم ) آبی که با شور. قلمی خنک شده باشد.
آبی که با شوره قلمی خنک شده باشد

جمله سازی با اب شوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شوره زمین تاک نشاید کشتن غیر از خس و خاشاک نشاید کشتن

💡 127-((نَكِد)) به معناى شخص بخيل و ممسكى است كه به آسانى چيزى به كسىنمى دهد و اگر هم بدهد بسيار ناچيز و كم ارزش خواهد بود، زمينهاى شوره زار و نامساعددر آيه فوق تشبيه به چنين كسى شده است. (پاورقى تفسير نمونه، ج 6، ص ‍ 216).

💡 گاهی به خنده، گاهی سرْ دارنه شوره نه جایِ هنیشتنْ، نه دلْ دارْمه، بُورهْ

💡 تل شوره، روستایی از توابع بخش جره و بالاده شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.

💡 ز ناقص طینتان صائب عبث چشم وفا دارم زمین شوره چون می آورد مردم گیا بیرون؟

💡 سر زد ز دلم صد بته ی صبر بیندیش زین تلخ گیاهی که ازین شوره زمین خاست

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز