اب روغن

لغت نامه دهخدا

( آب روغن ) آب روغن. [ رَ / رُو غ َ ] ( اِ مرکب ) روغن گداخته به آب گرم آمیخته که چلو را دهند. || ثرید. ترید. زریقاء. اشکنه.

جمله سازی با اب روغن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا به گوهر شب تاب رشک می آید که در چراغ خود از آب روغنی دارد

💡 در چراغ دیدهٔ من آب روغن می‌شود بخت چون باشد چراغ از آب روشن می‌شود

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز