لغت نامه دهخدا
غیازه. [ غ َ زَ / زِ] ( اِ ) سیخ کوچکی آهنین که بر سر چوبی نصب کنند و خر و گاو را بدان برانند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ظاهراً مصحف غبازه. رجوع به غبازه، غباز و گواز شود. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). مهمیز. ( ناظم الاطباء ).
غیازه. [ غ َ زَ / زِ] ( اِ ) سیخ کوچکی آهنین که بر سر چوبی نصب کنند و خر و گاو را بدان برانند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ظاهراً مصحف غبازه. رجوع به غبازه، غباز و گواز شود. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). مهمیز. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مختار غیازه (انگلیسی: Mokhtar Ghyaza؛ زادهٔ ۱۵ نوامبر ۱۹۸۶) بازیکن بسکتبال اهل تونس است.